جهل ..

 
 
 

در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت پول،
قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد
دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد.


به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدره؟
کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟! مرد دانا گفت: بله جهنم.
کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه! مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت:
لطفا سند جهنم را هم بدهید. کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم!


مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد:
ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است.
دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم.
اسم آن مرد، کشیش مارتین لوتر بود!

/ 7 نظر / 11 بازدید
امین

سلام ای کاش باز هم این مردم از جهل پیشرفته ی خود بیرون می آمدند

جالب بید

داود

سلام ... واقعا این کار را میکردند .هر چند بعید نیست .جالب بود . موفق باشید .[گل]

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلام ضمن تشکر از حضور خوبتان امدم به مطلب زیبایی اشاره نمودید واقعا در بسیار از موارد فرصت طلبان از نااگاهی افراد بسیار سود میبرند و در حال هم کم نیستند ابلهانی که گوش به بسیاری از خرافه ها می دهند

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلام شاید این جمعه بیاید شاید خدا کند که مرا با خدا کني آقا ! ز قيد و بند معاصي رها کني آقا ! دعاي ما به در بسته مي خورد ، اي کاش ! خودت براي ظهورت دعا کني آقا! به امید ظهورش که رهایی نزدیک است

اسد نیک فال -فریاد

سلام حال شما مطالبتون همیشه جالب و آموزنده است کارتون ارزشمنده دست مریزاد

سجاد

سلام... از داستان بسيار زيباتون لذت بردم [گل][گل][گل]