شبح عشق
عادات زشت ..
 
 

 

انگلستان در سال ۱۳۲۹ گروه تحقیقاتی را تشکیل می دهد تا علت و زمینه های بحران در ایران را پیدا کند. از جمله پژوهش در مورد روانشناسی ایرانیان بوده، که یک دیپلمات انگلیسی بعد از تحقیق اینگونه ایرانیان را توصیف می کند :
 
" ریا کاری بدون دستپاچگی،
اعتقاد به قضا و قدر،
اهمیت ندادن به زجر کشیدن،
ایرانیان عادی تو خالی و بی اخلاق وهمیشه مشتاق قول دادن در قبال کارهایی اند که قادر به انجام دادنش نیستند ویا اصلاً قصد انجام دادنش را ندارند.
  اهل طفره رفتن،
فاقد انرژی و استقامت،
اما تابع قدرت و انضباطند.
بالاتر از همه، از توطئه و تبانی لذت می برند
و هر زمان که منافعشان حکم کند، به آسانی از اعمال غیر اخلاقی تبعیت می کنند.
ایرانی دروغگویی ماهر است،
اما انتظار ندارد که گفته هایش را باور کنند.
ایرانیها در زمینه های فنی به راحتی معلوماتی سطحی کسب می کنند و خود را متقاعد میسازد که به معلوماتی عمیق دست یافته اند."


تحقیقات انگلیسی ها در مورد ایرانی ها زمانی جوابی غیر از این خواهد داد که هر یک از ما تصمیم بگیریم در مقابل این عادات زشت ریشه دار تاریخی امان مقاومت کنیم و هزینه اش را بپردازیم، سعی کردن برای تغییر عرف یعنی در خلاف جهت جریان رودخانه شنا کردن! آیا ما آدم های مبارزی هستیم؟

 

- نقل از کتاب همه آدمهای شاه
نوشته استیون کینزر


۱۳٩۱/٢/۳۱ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

روان زن همچون میدان نبرد ..
 
 


مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد، دستش را در جیبش می کند و در می آورد، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند...
تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم.

مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش، چیزی دم دستم نیست، آدم وقیح حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد...
تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم.

اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در ۱۰ سانت از ۱۰۰ سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد. با خودم می گویم ”چه تصادفی” و دستم را جابه جا می کنم اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد...
 تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم.

پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند، به اندازه
۸ نفر کنارش جا هست ولی با هم برخورد خواهیم کرد. کسی که باید جایش عوض کند، بایستد، جا خالی بدهد، راه بدهد و من هستم...
تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم.

راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند. سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه
۱۸۰ درجه به سمت شیشه بگیرم. مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است. خودم را به نشنیدن می زنم. موقع پیاده شدن بس که گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود. چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد به جای اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند، البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم. تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم.

راننده پشتی تا می بیند خانم هستم دستش را روی بوق می گذارد، راه می دهم. نزدیک شیشه ماشین می ایستد نیشش باز است و دندانهای زردش از لبان سیاهش بیرون زده است. “خانم ماشین لباسشوئی نیست ها”. مسافرهای توی ماشین همه نیششان باز می شود. تا برسم هزار بار هزار تا حرف جدید می شنوم و مدام باید مواظب ماشینهایی که فرمانهایشان را به سمت من می چرخانند باشم. موقع رسیدن خسته هستم، اعصابم به کلی به هم ریخته است.


تقصیر خودم است زن
[ایرانی] جماعت را چه به بیرون رفتن!!!

 

* نویسنده: ناشناس *


۱۳٩۱/٢/٢٤ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

حکایت همچنان باقیست ..
 
 


آورده اند روزی سفیر دولت بریتانیا در تهران با درشکه به جایی می رفت. در راه مدام درشکه چی به سفیر و دولتش زیر لب بد و بیراه می گفت. همراه ایرانی سفیر معذب از گستاخی درشکه چی به سفیر می گوید: شما که متوجه الفاظ توهین آمیز این مرد می شوید، پس چرا سکوت کرده و هیچ واکنشی نشان نمی دهید؟

سفیر انگلیس چنین پاسخ می دهد: مهم نیست چه می گوید!
مهم آن است که ما را به مقصد می رساند.


۱۳٩۱/٢/۱٦ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

جای حق!
 

 

هرجا میریم و ظلمی میبینیم،

میگن نگران نباش، خدا جای حق نشسته!

خدایا! میشه از جای حق بلند شی تا حق جای خودش بشینه؟؟!!

 

::‌ نویسنده: ناشناس ::


۱۳٩۱/٢/۱۱ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

وصیت نامه ی وحشی بافقی ..
 
 
 
 

روزِ مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید


همه را مســــت و خراب از مــــیِ انــــگور کنیـــــد


مزدِ غـَسـّال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید


مستِ مست از همه جا حـــالِ خرابش بدهید


بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ


پـیــرِ میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ


جایِ تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد


شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید


روزِ مرگــم وسطِ سینهِ من چـــاک زنیـد


اندرونِ دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد


رویِ قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت


آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفــــت

۱۳٩۱/٢/۳ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

تا به کی ..
 
 

 
تا به کی این تا به کی این تا به کی گفتن خدایا؟                               
                                  تا به کی در زندگی افسانه ی بیهوده سازی؟


زندگی پوچ و جهان پوچ             گردش چرخ زمان پوچ


آن بهار و این خزان پوچ       هر چه پیدا و نهان پوچ


             در چنین  پوچی من  از  دنیا چه  خواهم؟             

 
 × - استاد رحیم معینی کرمانشاهی - ×

 

۱۳٩۱/۱/٢۳ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

حال من بی تو ..
 
 
 

خاطراتم با پدر از سر، گذشت
تا بخود آیم به جنبم در گذشت ...


***


به هر جایی نشینم یاد بادت
و هر کنجی گزینم یاد بادت
به هر طعم و به هر بویی که باشی
هزاران رنگ چینم یاد بادت

 


 ~ابراهیم سلیمانزاده اردبیلی ~

۱۳٩۱/۱/۱٢ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

برده ..
 
 


"تا زمانی که دشمنانی نداشته باشی نمی توانی رهبری بزرگ بشوی.
حتی اگر دشمنانی هم نداری،
 وانمود کن که کشورت در خطر است
زیرا وقتی مردم بترسند، برای برده شدن آماده می شوند.
وقتی مردم بترسند آماده اند تا از سیاستمدارها پیروی کنند."

- بخشی از دست نوشته های آدولف هیتلر

۱۳٩٠/۱٢/٢٢ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

دوست ..
 
 


دوست، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر، خواهر، پسر خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد. دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف می شود.

با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم و سکوت کنیم. با دوستانمان میتوانیم درد دل کنیم و مهم تر آنکه می شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می داند.

از دوستانمان می توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد او پول خواست و نداشتیم با خیال راحت بگوییم نداریم و اگر مدتی بعد تر دوباره پول احتیاج داشتیم و او داشت دوباره قرض بگیریم.
با دوستانمان میتوانیم بگوییم: امشب بیا خونه ما دلم گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه امان بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم: امشب نیا حوصله ندارم.


با دوستانمان می توانیم بخندیم، می توانیم گریه کنیم، می توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم می توانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم، می توانیم شادی کنیم، می توانیم غمگین شویم، میتوانیم دعوا کنیم.
می توانیم در عروسی خواهر و برادرش لباس های خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر خودمان است و اگر عزیزی از عزیزان دوستانمان مرد لباس سیاه بپوشیم و خودمان را صاحب عزا بدانیم.

با دوستانمان میتوانیم قدم بزنیم می توانیم نصف شب زنگ بزنیم و بگوییم: پاشو بیا اینجا و اگر دوستمان پرسید چی شده؟ بگوییم: حرف نزن فقط بیا و وقتی دوستمان بی هیچ حرفی آمد خیالمان راحت باشد که در این دنیا تنها نیستیم. با دوستانمان می توانیم حرف نزنیم کاری نکنیم جایی نرویم و فقط از اینکه هستند، خوشحال و خوشبخت باشیم.
و اگر شما یا او غیر از این بودید شک کنید که هنوز به دوستی نرسیده اید!!!


+ به قلم سروش صحت +

۱۳٩٠/۱٢/۱٤ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

بی نظیر ..
 
 


تصاویری تماشایی که میلیونها کاربر وب را شیفته کرده است. یک شامپانزه با شیشه مشغول شیر دادن یک توله ببر است.


در طبیعت گاهی صحنه هایی دیده می شود که قبول آن چندان آسان نیست. یکی از این موارد که میلیونها کاربر وب شیفته خود کرده است در باغ وحش "ساموت پراکان" در پایتخت تایلند به ثبت رسیده است.
براساس گزارش لاستمپا، در این تصاویر، یک شامپانزه همانند یک مادر خوانده یا پرستار بچه با استفاده از شیشه شیر مشغول شیر دادن به یک توله ببر
٢۸ روزه است و هنگام شیر دادن به توله ببر به بازدیدکنندگان لبخند می زند!

 

 

یک مارمولک در حال نجات همنوع خود از سقوط

 

 

۱۳٩٠/۱۱/٢٤ - nasim e-s | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati  

خوش آمدید

تماس

مطالب پیشین
صفحه نخست
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢

RSS Feed


add to google bookmarks
add to yahoo bookmarks
add to msn bookmarks
add to my feedster
Subscribe with Bloglines
add to netvibes
add to live


اخبار هک و امنیت

راهنماي اينترنت پارس
گفتگو با ...
شهری از جنس شیشه
SHAHRI AZ JENSE SHISHE
آمار به روز جهان
         
    
    
    
    
    
Enter your email address below to subscribe to Shabahe Eshgh!


powered by Bloglet